عبد الرضا سالار بهزادى
123
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
روابط انگلستان با بلوچستان مىنويسد : « . . . اين روابط از سال 1838 شروع مىشود ، در هنگامى كه قشون ما [ انگليسيها ] به سوى افغانستان رهسپار بود [ براى به حكومت نشاندن شجاع الملك ] ، ليوتنان ليچ ( Lieut . Leach ) مأمور شد كه با حاكم كلات يك قرارداد منعقد كند . ايشان در آن تاريخ با مهراب خان حاكم كلات به نمايندگى دولت انگليس اين قرارداد را تنظيم نمود و به امضاى طرفين رسيد ، در نتيجه به عنوان اينكه به شرايط آن عمل نشده حاكم كلات تنبيه كامل شد كه شرح آن جزو تاريخ آن ايّام است . . . در اين موقع ما كلات را گلوله باران كرديم و در اين ميان مهراب خان كشته شد و مملكت او تقسيم شد و مدّتها وارث او پذيرفته نمىشد ، تا انقلاب در آن مملكت روى داد و خان جديد كلات فرارى شد و نمايندهء انگليس كه در كلات بود گرفتار شد ، اوّل حبس بعد به قتل رسيد تا اينكه در سال 1841 فرمانفرماى هندوستان ناصر خان پسر مهراب خان را به جاى پدرش قبول كرد . . . » عبارات فوق به خوبى نشان مىدهند كه چگونه ملاحظات استراتژيك دفاعى هندوستان به ناگاه خواب آرام قرون وسطائى بلوچستان شرقى را آشفته ساخته و آرامش و روال ثابت حكومتى و اجتماعى عتيق آنجا را نيز چون ديگر مناطق همسايهء هندوستان به هم ريخته و تنها در عرض سه سال - از 1838 تا 1841 - سيل حوادثى كه از مقر حكومت كمپانى در هند و از لندن هدايت مىشدند ، آن نواحى را ابتدا به بازى مرگبار سياستهاى دوّل اروپايى كشانيده و به امضاى معاهدهء دوستى و همكارى با انگليس واداشت ، سپس جنگ و توطئه و خونريزى و شورش را به منظور ايجاد و تثبيت حكومتى كه كاملا در جهت منافع و خواستههاى حكومت كمپانى در هند گام بردارد ، بر آن سرزمين حكمفرما ساخت تا سرانجام ناصر خان پسر خان سابق كلات براى دستيابى به قدرت از خون پدر گذشته و مىپذيرد كه قلمرو خود را به صلاحديد همسايه و همپيمان مقتدر اروپائيش اداره كند . گلد اسميد چنين ادامه مىدهد : « . . . هنگامى كه سند ضميمهء هندوستان انگليس گرديد ، از آن تاريخ به بعد ديگر موضوع بلوچستان يك صورت مخصوصى به خود گرفت كه دولت انگليس در مقدرات آن ذىنفع گرديد . ناصر خان 16 سال حكومت كرد در اين مدّت كه اتحاد و دوستى در ميان بود دولت انگليس فوق العاده در امور بلوچستان علاقمند بود و اعمال نفوذ مىكرد . زمانى كه مملكت سند را دولت انگليس متصرف شد ، عدهاى از امراء بلوچ در نواحى شمال غربى دم از خودسرى مىزدند ، ولى به مرور همهء آنها ساكت و آرام شدند ، چونكه راهها و معبرهائى كه بين كلات و افغانستان واقع است لزوما مىبايست امن و آرام باشد . در اين بين چند سالى گذشت . تا سال 1856 ( 1272 ه . ق . ) سر چارلز ناپير ، ماژور جاكوب ( Maj . Jacob ) ، و مستر فرر ( Mr . Frere ) گاهگاهى ملاقاتهاى رسمى و غيررسمى نموده ، رفتار آنها با خان كلات به طور دوستانه بوده است و از سال 1856 نمايندهء سياسى انگليس ماژور هنرى گرين ( Maj . H . Greene ) در دربار ناصر خان مقيم شد . در اين سال است كه جنگ با دولت ايران شروع شد 224 و ماژور گرين با يك عده قشون از اينجا [ كلات ] مأمور بوشهر گرديد و بعد از